درسنامه فرهنگ و هنر هشتم
بخش 4: هنرهای آوایی
درس اوّل: وزن (ریتم)
فکر کنید (صفحهی 112 کتاب درسی)
آیا اشعاری را که در کتاب سال هفتم فرهنگ و هنر خواندید به یاد میآورید؟
ای ساربان آهسته ران، کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم میرود
آیا الگوی وزنی مشخصی در این شعر وجود دارد؟

همانگونه که قبلاً آموختهاید با هر هجای شعر یک ضربه به پای خود یا روی میز بزنید:
ای \ سا \ رِ \ بان آ \ هِس \ تِ \ ران کا\ را \مِ جا \ نَم می \ رَ\ وَد
خوب گوش کنید، آیا فاصلهی زمانی ضربههایی که بر میز یا پای خود میزنید برابرند یا سرعت ضربهها کم و زیاد میشود؟
اگر دقت کنید متوجه خواهید شد سرعت ضربهها متناسب با هجاهای شعر تغییر میکند و بعضی از آنها سریعتر از بقیه نواخته میشوند. با همکلاسیهایتان هجاهای شعرها را مقایسه کنید. در مورد اینکه کدامیک از آنها سریعتر و کدامیک آهستهتر از پی هم میآیند، گفتوگو کنید.
نام هجاهایی که سریعتر نواخته میشود را کوتاه و آنهایی که کمی با کشش بیشتر نواخته میشود را بلند بگذارید، اگر به این ترتیب عمل کنید ترتیب چیده شدن هجاها به این صورت خواهد بود.
| \ای\ | \سا\ | \رِ\ | \بان\ |
| بلند | بلند | کوتاه | بلند |
تجربه کنید (صفحهی 113 کتاب درسی)
- کلمهی بعدی از شعر صفحهی قبل را هجاگذاری کنید. بالای هر خانه از جدول یک هجا بنویسید و داخل جدول بنویسید که کوتاه است یا بلند.
آهسته ران
- آیا الگوی کوتاه و بلندی این دو کلمه به هم شبیهاند؟ به نظر شما ترتیب قرار گرفتن هجاهای کوتاه و بلند در بقیهی مصراع چگونه خواهد بود؟ بیایید امتحان کنیم:
کارام جانم میرود
- در هنرهای آوایی این هجاهای کوتاه و بلند با شیوهی نگارشی خاصی نوشته میشود؛ یعنی برای هجاها یا ضربات بلند و کوتاه علائمی طراحی شده، اما پیش از آنکه با این رسمالخط آشنا شوید خوب است روش پیشینیان ما در این سرزمین را برای نوشتن این کار بشناسید.
در گذشته در ایران برای هجاهای بلند کلمهی «تَن» یا «نَنْ» و برای هجاهای کوتاه حرف «تَ» در نظر میگرفتند و به این صورت الگوهای موزون یا ضربی را تعریف میکردند.
بلند، بلند تَن، تَن
بلند، بلند، کوتاه، بلند تَنْ، تَنْ، تَنَنْ
بلند، کوتاه، بلند، بلند تَن، تَنَنْ، تَنْ
بر این اساس شعر فوق به این صورت نوشته میشده:
ای ساربان
تَن تَن تَنَن
| بلند | بلند | کوتاه | بلند |
آهسته ران
تَن تَن تَنَن
کارام جانم میرود
تَن تَن تَنَن تَن تَن تَنَن
کتاب علی بن محمد المعمار (مشهور به بنایی) تألیف سال 888 هجری قمری از معدود کتابهایی است که به زبان فارسی در علم آوایی نوشته شده است. نویسندهی آن، علاوه بر تسلط به علوم زمان خود، از جمله ریاضی و معماری و ادبیات، در هنرهای آوایی و خوشنویسی نیز دست داشت.
امروزه این روش قدیمی برای نوشتن ارزشهای ضربی، ناکارآمدیهایی دارد چرا که پیچیدگیهای فراوان این هنر، نیازمند راههای متفاوتی برای نوشتن ریتم است.
بر این اساس میتوان علائم دیگری را نیز برای مشخص کردن فواصل کوتاه یا بلند در مفهوم وزن یا ریتم طراحی کرد؛ برای مثال، میتوان برای طول زمان بلندتر، یک بیضی توخالی و برای طول زمان کوتاهتر، یک بیضی توپر را در نظر گرفت و آنها را روی یک خط نوشت.

تجربه کنید (صفحهی 114 کتاب درسی)
برای تجربه بیشتر میتوانید نمونههای زیر را با ضربه روی پا و یا میز اجرا کنید.

سرعت نواختن الگوهای ضربی میتواند در ایجاد آواها و کاربرد آن نقش مهمی ایفا کند؛ برای مثال، در آواهای آیینهای مختلف در نواحی میهن عزیزمان میتوانیم این موضوع را به روشنی دریابیم.
آواهای سواربازی در لرستان را با آواهای عزا در همان ناحیه مقایسه کنید. چه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟ چقدر این عامل میتواند در ایجاد احساس هیجان یا اندوه نقش داشته باشد؟ برای درک این موضوع، کافی است به ضرباتی که نوازندگان دهل بر ساز خود میزنند توجه کنید تا به آن پی ببرید. در هر دو نمونه، از دهل و سرنا استفاده میشود.
شناخت درست از عامل ریتم و ضرب میتواند در تربیت شنوایی و گوش کردن آگاهانه به ما کمک شایانی کند.
همانطور که پیش از این گفته شد، الگوهای ضربی در اشکال مختلف خود را نمایان میسازند، گاهی این اشکال بسیار پیچیده و گاه بسیار ساده هستند. شاید برایتان جالب باشد بدانید در آواهای جنوب میهن عزیزمان نیز ضرب های بسیار پیچیده و جذابی وجود دارد که آواهای این منطقه را بسیار منحصر به فرد و زیبا میکند.
گاهی این پرسش پیش میآید که آیا هرچه یک اثر آوایی از نظر وزنی پیچیدهتر باشد باارزشتر است یا خیر؟ البته این موضوع را میتوان در کلاس مورد بحث و بررسی قرار داد، اما پاسخ به آنرا میتوان با مقایسهی آثار بزرگ ایران و جهان با انواع آواهای روزمره و سبکتر به بحث گذاشت.
دقت کنید که بحث در مورد ریتم نمیتواند بدون در نظر گرفتن موضوع مهم و کلیدی ضرب مطرح شود. از سال گذشته دانستیم که الگوهای ضربی در فاصلهی میان ضربهاست که نمود مییابند. در مبحث ضرب دو عامل مهم نقش دارند، اوّل سرعت آن و دوم نظم و یکنواختی ضربها که گاهی میتوانند از نظر فاصلهی زمانی شنیده شدن، با هم برابر باشند و گاهی هم نابرابر.

خودارزیابی (صفحهی 115 کتاب درسی)
- هجاهای بلند و کوتاه را در دو شعر زیر بنویسید.
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
هنگام که گریه میدهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی میزند مشت
درس دوم: ملودی یا لحن
فکر کنید (صفحهی 116 کتاب درسی)
آیا به خاطر دارید طرح اصلی یک نوا چیست؟ آواها چه احساساتی را در شما برمیانگیزند؟
در کتاب هنر سال هفتم اشاره کردیم که ملودی مانند خطوط و طرح کلی یک نقاشی است که تنها با دیدن آن میتوانیم پی به ماهیت نقاشی ببریم. برای مثال، نمونهی زیر با اینکه طرح کامل یک اسب را نشان نمیدهد، اما با دیدن آن متوجه میشویم که منظور نقاش چیست. در هنرهای آوایی نیز لحن همین نقش را تا حدودی ایفا میکند؛ یعنی با شنیدن لحن میتوانیم کلیت یک آوا را بشناسیم. در مدرسه میتوانید نمونههایی را بشنوید که لحن سرود بدون کلام پخش میشود، با شنیدن این لحنها میتوانید حدس بزنید که آن سرود چیست و نیز چه احساسی را در ما بر میانگیزد.

گوش کنید (صفحهی 116 کتاب درسی)
به نمونهی صوتی گوش کنید و در جدول زیر، فهرستی از لحنهایی که شنیدهاید را بنویسید و در مقابل هر یک کلمهای بنویسید که نشاندهندهی احساس شما هنگام شنیدن آنهاست.
| لحنی که شنیدهام | احساسی که در من ایجاد کرده است. |
|---|---|
لحن یا ملودی، بخشی از یک آواست که میتوان آنرا زمزمه کرد و به متن یا شعر خاصی هم نیازی ندارد. با کمی دقت پی میبرید که لحنها، شخصیتهای احساسی متفاوتی دارند.
برخی لحنها در ما حسّ اندوه ایجاد میکند و برخی دیگر از آنها میتوانند احساس شادی و یا حتی احساس هیجان را بهوجود آورند. حتی گاهی اوقات که اندوهگین هستیم خواه نا خواه لحنهای اندوهگینی زیر لب زمزمه میکنیم.
فکر میکنید چه عاملی در لحنها وجود دارد که باعث میشود حسهای مختلفی ایجاد کنند؟
سرعت ضربهای لحن؟ بلند یا آهسته خواندن آنها؟
موارد زیادی باعث میشوند یک لحن در ما ایجاد حسی خاص کند، اما از میان موارد بالا میتوان سرعت ضربها را جزء موارد مهم در ایجاد حس یک لحن دانست. اما اینکه یک لحن بلند خوانده شود یا نه، خیلی تفاوتی در ایجاد حس خاصی نمیکند.
به نمونههای صوتی گوش کنید و ببینید چگونه سرعت ضربهای ملودی در ایجاد احساسات متفاوت نقش دارد.
خواندیم که ممکن است ملودیهایی باشند که سرعت ضربهای نسبتاً مشابهی داشته باشند، ولی احساسات مختلفی ایجاد کنند؛ پس تفاوت در چیست؟
تفاوت مهم میان دو نوا یا ملودی از نظر احساسی، ریشه در مفهوم دیگری دارد که به آن مقام یا مُد میگویند. لحنها در مقامهای مختلف، احساسات مختلفی ایجاد میکنند.
خوب است بدانید هر تمدنی به شکل سنتی و تاریخی، مقامهای آوایی خاص دارد که به آن کشور یا منطقه هویت میدهد.
به نمونههای صوتی گوش کنید و به سؤالات زیر پاسخ دهید.
کدام نغمه شما را به یاد آواهای ایران میاندازد؟
کدام نغمه شما را به یاد آواهای کشورهای شرق دور (چین و ژاپن) میاندازد؟
آواهای ملّی ایران، به عنوان بخشی از میراث فرهنگی ناملموس (معنوی) در دو گونهی سنّتی (دستگاهی) و محلی (مقامی) در سراسر کشور ایران وجود دارند. بهطور معمول آواهای محلی (مقامی) در فرهنگهای روستایی و عشایری اقوام و آواهای سنتی (دستگاهی) در مناطق شهری به عنوان آواهای رسمی ملّی ایران توسط هنرمندان این رشته از هنرهای ایران اجرا میشود.

با توجه به تنوع قومی، زبانی، آیینی و فرهنگی در ایران آواهای محلی نیز براساس جغرافیا، قومیت، زبان و فرهنگ هر منطقه متنوع است مثل آواهای کردی، بلوچی، لری، آذری، بختیاری، قشقایی، گیلکی، خراسانی، ترکمنی، کرمانی و بوشهری.

آواهای هر منطقه کاربردهای خاصی در آیین و فرهنگ آن منطقه دارد؛ برای مثال ماهیگیران مناطق خلیج فارس یا دریای خزر هنگام ماهیگیری که بهصورت گروهی انجام میشود، آوازهایی را در هنگام کار میخوانند که در آن آوازها، ضمن ایجاد هماهنگی برای انجام کار، به ذکر خداوند متعال و ائمه اطهار و معصومین (ع) میپردازند و با شکرگزاری و طلب روزی بیشتر در قالب آوازها، حمد و ثنَای پروردگار متعال را بهجا میآورند. از دیگر نغمههای بومی به آواهای قالیبافی، نمدمالی، کشت و زرع، مَنقَبتَ خوانی در مدح حضرت رسول اکرم (ص) و چاوشیخوانی اشاره میشود.
آواهای سنتی (دستگاهی) در قالب هفت دستگاه به نامهای شور، سه گاه، چهارگاه، راست پنجگاه، همایون، نوا، ماهور و پنج آواز با اسامی دشتی، بیات ترک، افشاری، ابوعطا و بیات اصفهان شناخته و اجرا میشود. هر دستگاه یا آواز از تعدادی لحن نسبتا مشخص بهنام «گوشه» تشکیل میشود. گوشهها در طی قرون متمادی توسط استادان این هنر نغمهپردازی شده و بهصورت شفاهی (سینهبهسینه) به نسل بعد منتقل شدهاند. اولین کسی که نسبت به جمعآوری گوشهها و ثبت و حفظ آنها اهتمام گماشت هنرمند عهد قاجار، میرزا عبدالله بود. اطلاق ردیف میرزا عبدالله به دلیل حفظ و ردیف نمودن گوشهها، پشت سر هم میباشد. پس از او هنرمندانی مثل ابوالحسن صبا، غلامحسین درویش، علی اکبر شهنازی، عبدالله دوامی و آقا حسینقلی به جمعآوری و ثبت این گوشههای پراکنده اهتمام گماردند.
اسامی گوشهها بر اساس نام اماکن، شهرها، اشخاص، قالبهای شعری و برخی اسامی اختصاصی نامگذاری شدهاند؛ مانند گوشههای حجاز، عراق، اصفهان، حسینی، جوادخانی، چهارپاره، مثنوی، سلمک، اوج، حصار و …
دستگاههای هنرآوایی ایران و مقامها در کشورهای عربی مبنای تلاوت قرآن کریم هستند. انتخاب هر آوا در تلاوت آیه یا سوره بر اساس آگاهی قاری از احساس هر دستگاه یا مقام و مضمون آیه یا سوره صورت میگیرد.
به نمونههایی از آواهای دستگاهی ایران گوش کنید، چه احساساتی را در شما بر میانگیزند؟
در تلاوت قرآن کریم نیز مقامهای خاصی بهکار میرود و قاریان خوب قرآن به دلیل آشنایی با مقامهای مختلف و حسی که میتوانند ایجاد کنند، برای سورههای مختلف مقامهای مناسب انتخاب میکنند.
به نمونههای مختلف قرائت قرآن گوش کنید و ببینید چگونه قاری قرآن برای سورهی مورد نظر مقام خاصی را انتخاب کرده است.
خودارزیابی (صفحهی 118 کتاب درسی)
- به این نغمهها گوش کنید کدام لحن، حماسی است؟ کدام لحن، غمانگیز است؟
- به نغمههای سنتی ایرانی (نمونههای صوتی) گوش کنید و بگویید در کدام دستگاه هستند.
- تلاوتهای مختلفی از قرآن را گوش کنید و بگویید پیوند میان معنی آیات و لحن آن چگونه برقرار شده است؟
درس سوم: رنگ
فکر کنید (صفحهی 119 کتاب درسی)
سال گذشته دانستیم آنچه موجب میشود شما صدای یک نفر را از نفر دیگر تشخیص دهید عاملی است تحت عنوان رنگ صدا. حالا کمی فکر کنید به نظر شما کدامیک از عوامل زیر موجب میشود رنگ صدای دو نفر یا دو وسیلهی موسیقایی با هم متفاوت باشد؟
- شدت صدا
- زیر و بمی صدا
- منبع تولید صدا
پاسخ دقیق این پرسش را پس از انجام تجربه زیر بهتر میتوانید درک کنید.
تجربه کنید (صفحهی 119 کتاب درسی)
به اطراف خود نگاه کنید، وسایلی که با آن میتوانید صدا را تولید کنید پیدا و بهوسیلهی آنها اصواتی ایجاد کنید؛ برای مثال، دست روی میز بکشید، سوت بزنید، خطکش را بر لبهی میز به ارتعاش درآورید و ... .
کدامیک از روشهای زیر در تولید اصوات شما بهکار رفته است؟ با معلم و همکلاسیهای خود درباره آن صحبت کنید.
لرزش یک شیء، کوبش، ساییده شدن، برخورد هوا با لبهی شیء
از مهمترین عواملی که در تولید رنگ خاص صوتی نقش دارد عامل و روش تولید صداست. اینکه صدا بهوسیلهی لرزش تار تولید شود یا بهوسیلهی برخورد هوا با لبهی شیء و یا اینکه ضربهای بر شیء نواخته شود تعیینکننده رنگ صدا خواهد بود.
با توجه به این حقیقت، به نظر میآید که رنگهای صوتی بسیار محدود میشوند، اما در عمل اینطور نیست.
شنیده شدن رنگهای صوتی مختلف در کنار هم و یا همزمان با هم رنگهای جدیدتری میسازند. مانند رنگها در هنرهای تجسمی که یک نقاش میتواند رنگها را یا در کنار هم به کار بگیرد یا آنها را ترکیب کند و رنگهای جدیدتری بسازد. بر این اساس، بینهایت رنگ نیز میتوان در جهان اصوات ایجاد کرد.
برای مثال، دقت کنید هنگامی که چند نفر با هم آواز میخوانند این همخوانی تنها موجب افزایش شدت صدا نمیشود و شما میتوانید بهراحتی تشخیص دهید که این صدا مربوط به یک نفر نیست. هرچند ممکن است این چند نفر با صدایی آهستهتر از صدای یک نفر که بهتنهایی میخواند، بخوانند. پس میبینید که با ترکیب رنگ صوتی چند نفر یک رنگ صوتی جدید بهدست میآید.
به این نمونهی صوتی اسماِء الهی گوش دهید: در این نیایش پیش از افطار که گروهی از مردان اسماِء الهی را میخوانند، آیا میتوانید صدای تیزتر یکی از خوانندهها را بشنوید که از دیگر صداها متمایزتر است؟
حال تجربهی دیگری انجام دهید که میتواند شما را وارد تنوع بینهایت رنگهای صوتی کند. در حالیکه در حال حرف زدن هستید لولهای مقابل دهانتان بگیرید و ببینید چگونه هنگامی که صدای شما از درون لوله عبور میکند رنگ متفاوتی میگیرد.
اگر این لوله مقوایی یا فلزی باشد باز هم خواهید دید که رنگ صدای تولید شده، تفاوت میکند.
بنابراین، جنسِ عاملِ تولید و تقویت صدا، در تولید رنگهای مختلف نقش مؤثری دارد. عموماً این عوامل از جنس چوب یا فلزند.
در هنرهای آوایی تقسیمبندی عوامل تولید صدا که منجر به تولید رنگهای متنوع میشود معمولاً به شکل زیر صورت میگیرد:
- ارتعاش هوا
- تارهای صوتی
- کوبش

حالا بیایید برای درک این مفاهیم، فعالیتهای زیر را انجام دهیم.
1- با دهان خود سوت بزنید؛
2- آواز بخوانید (تار صوتی)؛
3- با دست بر روی میز ضربه بزنید.
به نمونههای صوتی ارائه شده در کلاس گوش دهید، سعی کنید هر یک از اصواتی را که میشنوید در طبقهبندی ارائه شده در بالا بگنجانید.
خودارزیابی (صفحهی 120 کتاب درسی)
- به اصواتی که در اطراف خود میشنوید گوش کنید. بگویید آن صوت مربوط به چیست و عامل تولید آن کدامیک از موارد فوق است؟
- راههای متفاوتی برای تولید اصوات با رنگهای مختلف پیشنهاد کنید و بگویید هر یک در کدام طبقهبندی است.
درس چهارم: بافت
فکر کنید (صفحهی 121 کتاب درسی)
آیا میتوانید حدس بزنید وقتی همزمان در حال شنیدن چند صدا هستید، چگونه یک صدا بیشتر به گوش میآید؟
به صداهای پیرامون خود با دقت گوش کنید. چه صداهایی میشنوید؟ کدام صدا بر دیگر صداها غالب است؟
در درس ملودی با میزان تفاوت زیر و بمی صدا که در هنرهای آوایی به آن «فاصله» میگویند آشنا شدید. همانطور که میدانید اگر در حال شنیدن مجموعه یا تودهای از صداهای بم مثل صدای مردان هستید تقریباً صدای هیچ فردی از میان آن توده بیرون نمیآید. فکر میکنید چه عاملی میتواند کمک کند تا یک صدا به ناگهان از آن توده صدا بیرون بیاید؟
بلندی صدا، بمتر بودن یک صدا نسبت به دیگر اصوات، زیرتر بودن یک صدا نسبت به دیگر اصوات و یا صدایی که رنگی متفاوت از اصوات دیگر دارد؟

تجربه کنید (صفحهی 122 کتاب درسی)
با همکلاسیهایتان با صدای معمولی چیزی زمزمه کنید؛ برای مثال بدون هیچ نظمی از روی یک متن روخوانی کنید تا ایجاد همهمه شود. همزمان بهترتیب کارهای زیر را با همکاری یکدیگر انجام دهید:
1- یکی از دانشآموزان با صدای بلند یک جمله بگوید برای مثال این شعر از سهراب سپهری: من صدای نفس باغچه را میشنوم. آیا صدای همکلاسی خود را از میان این همهمه میشنوید؟
2- همین کار را دوباره انجام دهید و یکی از دانشآموزان یا معلمتان که صدای بمتری دارد بدون آنکه صدایش را بلندتر کند جملهای بگوید برای مثال: طرف ما شب نیست، صدا با سکوت آشتی نمیکند. آیا صدای معلم یا همکلاسی خود را به وضوح میشنوید؟
3- همهمه را تکرار کنید و یک نفر از همکلاسیها با صدایی بسیار زیر جملهای بگوید برای مثال: سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است.
4- در حالیکه همهمه تولید میشود یک نفر سوت بزند، یا دست بزند و یا حتی با دست بهآرامی روی یک شیء بکوبد.
در کدام موقعیت صداهای تولید شده همزمان با همهمه، بیشتر از بقیه خود را نشان میدهند؟
رنگ متفاوت از رنگهای موجود صدا، بلندی صدا و زیری آن از مهمترین عللی است که یک صدا نسبت به صداهای دیگر، بارزتر و مسلط تر به نظر میرسد.
در هنرهای آوایی نیز اگر در حال شنیدن تودهای از صدا هستیم که رنگی مشخص دارد شنیده شدن صدای زیرتر، بلندتر یا با رنگ متفاوت، میتواند جلوه بیشتری داشته باشد. برای مثال در نیایش پیش از افطار که اسماء الهی بهوسیله گروه مردان خوانده میشود، ورود صدایی نوجوان و کمی کودکانه بر روی همه صداها، خود را عیان میکند.
چنین بافتی در آواهای چند صدایی که در آن با وجود شنیده شدن صداهای متنوع، در آنِ واحد تنها یک صدا است که بیشتر خودنمایی میکند و شنیده میشود بافت همصدایی یا هوموفونیک نامیده میشود.
هرچه تعداد صداهای یک بافت چندصدایی بیشتر باشد و فاصله صوتی آنها (فاصله به معنی فاصله ملودیک است) کمتر باشد اصوات، بیشتر درهم تنیده میشوند، بافت پرتر و تیرهتری را پدید میآورند و صدایی که در این میان فاصله بیشتری با اصوات دیگر دارد یا دارای رنگی متفاوت است بیشتر خودنمایی میکند.

تجربه کنید (صفحهی 123 کتاب درسی)
- برای اجرای یک تواشیح یا یک سرود، شکلی از بافت هوموفونیک (همصدایی) طراحی کنید که در حالیکه گروه در حال خواندن و اجراست صدای یک نفر تکخوان شنیده میشود. در فعالیت مشابه همین فعالیت را بهجای یک تکخوان با صدای دو یا سه نفر اجرا کنید.
- در آواهای نواحی سنتی کشورمان هرچند ممکن است بافتهای پر و تیره وجود نداشته باشند اما نمونههای فراوانی از بافت هوموفونیک مشاهده میشوند؛ برای مثال به این نمونههای صوتی گوش کنید.
خودارزیابی (صفحهی 123 کتاب درسی)
- به نمونههای صوتی گوش کنید و بافت تکصدایی، چندصدایی و همصدایی را در این نمونهها تشخیص دهید. به نظر شما کدام بافت برای خوانش دعاها مناسبتر است؟
درس پنجم: فرم
فکر کنید (صفحهی 124 کتاب درسی)
همانطور که از سال گذشته به یاد دارید هر نغمه دارای شکل است و آنچه به یک نغمه شکل میدهد، تکرار است.
به نظر شما برای آنکه بتوانیم تکرار یک بخش از نغمهای را تشخیص بدهیم، کدام خصوصیت از خصوصیات زیر لازمه آن است؟
آن بخش از نغمه یا ملودی کوتاه باشد؟ یا نه بهتر است آن بخش از نغمه طولانی باشد؟

در صورتیکه نغمه بلند یا پیچیده باشد، حافظه ما امکان یادآوری و بهخاطر سپردن آن را به سادگی ندارد. برای همین در آثار، سعی میشود ملودیها دارای برشها یا جملاتی باشند که حافظه انسان امکان به خاطر سپردن و جذب آنرا داشته باشد.
در آواهای بدون کلام نیز ارتباطات صداها و جملات درون هر اثر است که باید ادراک شوند و در صورتیکه در چیدمان جملات در کنار هم تکرار وجود نداشته باشد، با تودهای از اصوات روبهرو میشویم که بهدلیل بینظمی و تعدد آنها، نمیتوانیم اثر را درک کنیم.
بشر در طول تاریخ خود به فرمولها و الگوهای استانداردی برای چیدمان این اصوات و نوع ارتباطات آنها با یکدیگر رسیده است. این الگوها به شکلهای ساده و پیچیده است. ما در اینجا تنها با شکلهای ساده آن آشنا خواهیم شد.
تجربه کنید (صفحهی 125 کتاب درسی)
- به نمونههای صوتی فوق گوش کنید. در نمونهها جملات را مشخص کنید. جملات موجود در ملودیها را دوباره گوش کنید، کدام بلندتر و کدام کوتاهتر است؟ کدام جملات به شما بیشتر «حس پایان» میدهند؟
- دشواری پیش رو این است که برای اینکه مشخص کنید کدام جمله چه خصلتی از نظر دارا بودن حس پایان دارد نیاز دارید برای آن نامگذاری کنید.
- به یاد داشته باشید مهمترین راه برای درک شکل یک نغمه یا ملودی یافتن جملات موجود در آن است.
همانطور که در سال گذشته خواندیم یک ملودی دارای دو خصوصیت مهم است: 1- از اصوات موسیقایی درست شده است، 2- در طول شنیده شدن دارای سکوتها یا مکثهایی است که نشان میدهد جمله به پایان رسیده است.
در هنرهای آوایی این امکان وجود دارد که در برخی از آثار ساده برای جملات نام در نظر گرفته شود. برای درک بهتر این مطلب بیایید تجربهای داشته باشیم:
به این نغمه (ملودی) گوش کنید: (ملودی با دو جمله متفاوت)
در طول گوش دادن دقت کنید چند جمله میشنوید؟ آیا جملات شبیه هم هستند؟
حالا به این ملودی گوش کنید: (ملودی با دو جمله شبیه)
چند جمله میشنوید؟ آیا جملات شبیه هم هستند؟
در شکل ساده میتوانید از نشانههایی هم برای بازشناسی جملات استفاده کنید؛ برای مثال جمله اول * و جمله دوم #.
برای گذاشتن نشانهها از سمت چپ به راست حرکت میکنیم.
دقت کنید که در شکل قراردادی در هنرهای آوایی، نوشتار از چپ به راست است.
حالا به نمونههای دیگر گوش کنید و برای هر جمله یک نشانه از نشانههای زیر یا هر نشانهای که دوست دارید، بگذارید * # + (نمونهها دارای دو یا سه جمله متفاوت باشند).
آیا در نشانههایی که گذاشتهاید نشانهای که تکرار شود میبینید؟
حالا به این نمونهها گوش کنید: برای هر جمله یک نشانه بکشید. شکلها را با نمونههای فوق مقایسه کنید. چه تفاوتی دارند؟
با یک مقایسه ساده میبینیم در نمونههای سری دوم جملات تکراری داریم و در نتیجه شکل چیده شده جملات کنار هم، دارای فرم خاصی است. در نگاه اول ممکن است این امر خیلی مهم یا جدی به نظر نیاید اما این موضوع وقتی اهمیت مییابد که در حال شنیدن اثری طولانی باشیم.
برای اینکه در یک اثر جملهای به موقع تکرار شود نیاز به خلاقیت و تفکر دارد؛ چرا که تکرار زیاد یکنواختی بهوجود میآورد و از سویی دیگر تکرار کم سبب سردرگمی میشود. بنابراین حفظ توجه شنونده به یک اثر بستگی زیادی به این دارد که جملات چگونه و با چه فواصل زمانی در طول یک اثر تکرار شوند.
اگر به قرائت اساتید بزرگ گوش بسپارید تکرار و فرم را در آنها خواهید یافت. یکی از نکات مهمی که قاریان قرآن به آن توجه میکنند، دقت در هماهنگی طول آیات و برشهای ملودیک آنهاست به شکلی که هم مفهوم ادا شود و هم قواعد صرف و نحو خوانش قرآن رعایت شود (نمونه صوتی)
روش نامگذاری جملات
در عرف جهانی برای نامگذاری جملات مختلف از حروف لاتین بزرگ و کوچک استفاده میشود. ما میتوانیم از حروف زبان خودمان نیز برای شناخت جملات استفاده کنیم. بر همین اساس در سادهترین شکلها میتوان به فرمهای AB یا دوتایی و فرم ABA یا فرم سهتایی اشاره کرد. در آواهای محلی بسیار دیده میشود که یک جمله بارها و بارها پشت سر هم تکرار میشود و تنها متن آن تغییر میکند. به این شکل، فرم همخوان با کلام یا استروفیک میگویند. در صورتیکه اصوات به شکلی از پی هم بیایند که امکان تشخیص تکرارها یا بخشها وجود نداشته باشد اصطلاحاً گفته میشود اثر فرم آزاد دارد.
خودارزیابی (صفحهی 126 کتاب درسی)
- به نمونههای صوتی گوش کنید و در مقابل هر فرم نام اثر را بنویسید:
- فرم همخوان با کلام یا استروفیک:
- فرم آزاد: